دلو تو روزنامه پيچيدم
توي جعبه اي گذاشتم
خوب و محكم اونو بستم
راه ديگه اي نداشتم
بردمش اداره پست
دادمش برات بيارن
دلو تحويل نگرفتن پيش بسته ها بذارن
گير دادن دلت بزرگه نميشه اونو فرستاد
مونده بودم چه كنم
دل من ياد تو افتاد
ياد اون روزي كه قلبت يد دفه مثله يك سنگ شد
خاطراتت يادم آمد
دله من اين دله تنگو ميدمش برات بيارن
اين دفه ميشه فرستاد انگاري حرفي ندارن
+ نوشته شده توسط هدا در یکشنبه 3 شهریور1387 و ساعت
15:17 |

