تبليغاتX
از اینجا تا ...
 

سلام دوستای عزیزم٬

خوبید؟ مرسی که توی این مدت ما دوتا رو همراهی کردین و ممنونم از اینکه برامون نظر دادین.

احتمال داره این اخرین آپمون باشه و دیگه آپ نکنیم.

اما خیلی دوست داشتم که ادامه بدیم٬ نشد دیگه.

بازم ممنون که می یاین و به ما سر زدین

از همه ی همه ممنونیم

امیدوارم تونسته باشیم این وبلاگ رو توی ذهناتون ثبت کنیم.

 

اینم اخرین پست:

زبانم را نمی فهمی ...

نگاهم را نمی بینی...

ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی ...

سخن ها خفته در چشمم

نگاهم صد زبان دارد

سیه چشم ها مگر طرز نگاهم را نمی بینی؟ ...

 

+ نوشته شده توسط هدا در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 9:2 |
 

زشمع عشق خموشم کجاست گریه ی عشق

که با تو شرح دهد مشکلی که من دارم

 

رهی چو شمع فروزان گرم بسوزانند

 

زبان شکوه ندارد دلی که من دارم

 

+ نوشته شده توسط هدا در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت 11:57 |

 

می گن خدا مهربونه؛ می گم مهربونه٬ چون عشق تو رو به من داد.

می گن زندگی قشنگه؛ می گم قشنگه٬ چون تو قشنگی.

می گن جدایی تلخه؛ می گم تلخه، چون با تمام وجود احساسش کردم.

می گن انتظار کشند ه است؛ می گم اگه درانتظار تو باشه، تحمل می کنم.

می گن فراموشت کنم؛ می گم یادت برام قشنگه.

می گن برو دنبال زندگیت؛ می گم همه زندگیم تویی.

می گن که دیگه برنمی گردی؛ می گم منتظرت می مونم، خدا بزرگه.

 

 

+ نوشته شده توسط هدا در یکشنبه 7 بهمن1386 و ساعت 10:8 |


Powered By
BLOGFA.COM